معرفی المهدی

« المهدی » در سال 1336 به عنوان پايان‌نامه ليسانس توسط استاد مهدي سمندري در دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران به زبان عربي نوشته شد. 58 سال بعد، در سال 1394 اين كتاب به فارسي ترجمه و سرانجام در 18 اسـفند  1398 ويرايش و براي فهم بهتر خواننده پاورقي‌هايي به آن اضافه شده است.

مقدمه

   سپاس خدايي را كه ما را موفقّ بر محبت اهل بيت، كرد؛ و احتـرام و ارادت بـه شـجرهي طيبه، كه اصل و ريشهي آن ثابت، و شاخه هايش در آسمان است، و همچـون درختـي پـاكيزه ، به اذن خداوند ميوه‌هاي خوش مي دهد را، در قلوب ما كاشت.

   درود و سلام بر حضرت  محمد، آنكه خداوند او را به هدايت، و دين حـق بـه سـوي مـردم فرستاد، تا اسلام را بر همهي اديان عالم غلبه و برتري دهد، هر چند مشركان ناراضي و مخالف باشند؛ و درود خداوند برعترت طاهرينش، كساني كه اطاعت از آنها را بر ما واجـب كـرد،و شفاعتشان را وسيله‌اي براي آمرزش گناهان ما قرار داد، بالاخص امام قائمالمنتظـرالمحمّـد المهدی، فرزند امام حسن عسگري،كسي كه وجودش لطف است، و تصرفش در عـالم، لطفي ديگر، و غيبتش از ما، عدم قابليت ماست.

اي حجت خداوند، اي صاحبالزمان، پايان نامه‌ام را به تو هديه مي‌كنم، و تقاضايي اينچنين:

«فلمَََّادخَلَوُاعليَهَِْ قِالوُايا أيهَُّاَالعْزَيزِ مُسََّناو أَهَلْناَاَلضُّ رُّ وجَئِنْاببضِِاعةٍَ مزُجْاةٍ فأوََفْ لِناَاَلكْي لَْ وَتَصَدََّ قعْليَنَاْإ نَِّاﷲَّ يجَزْيِِالمْتُصَ ِّدَقين [1]»: «برادران يوسف چون نزد يوسف آمدند گفتند: اى عزيز مصر، ما با همـه ي اهل بيت خود، بهَ فقر و قحطى و بيچارگى گرفتار شديم، و با متاعى ناچيز و  بىقدر حضور تـوآمديم، پس بر قدر احسانت نسبت به ما بيفزا، و از مـا بـه صـدقه دسـتگيرى كـن، كـه خداونـد صدقه دهندهگان را نيكو پاداش مى دهد.»

   اما بعد؛ از آنجا كه در خلال تحصيلم، و همچنين هنگامي كه از رشتهي علـوم عقلـي و نقلـيِ »دانشكده دروس شرقي و اسلامي دانشگاه تهران« فارغ التحصيل شـدم، اشـتياق داشـتم كـه بـهبحث و دقت در اين زمينه بپردازم كه: آيا زمين مي تواند بدون حجت الهي باشد؟ چرا كه اگـرزمين بدون حجت بماند، فـيض از آن قطـع مـي شـود، و همچنـين بحـث پيرامـون شخصـيت و10 المهدي شخص حضرت حجت، و حالات ايشان، و غيبت و ظهور حضرتش و غير ذلك؛ و اين راه و روش من تا امروز بود، و اين شوق مستمر مرا ملزم كرد كه موضوع پايان نامـه ي  تحصـيلي ام را در سال 1336ـ 1335 در اين زمينه و موضوع انتخاب كنم.

   لذا براي اين انتخاب، به اجازهي استادي اهل بحث و دقيق احتيـاج داشـتم؛ اسـتادي  كـه نـورولايت، قلبش را روشن كرده باشد. الحمداﷲ آن استادي را كه متصـف بـه ايـن صـفات باشـد، پيدا كردم؛ ايشان كسي است كه فيوضات حكمت و معرفت اهـل بيـت، از سرچشـم ه هـايقلب و قلم (دست) و زبانشان مي جوشـد ؛ ايشـان علامـهي بزرگـوار، نابغـهي دوران، و حكـيمعصر و افتخار اسلام، حضرت استاد محيي‌الدين‌مهدي‌الهي‌قمشـه اي اداماﷲعـزه بودنـد . لـذا بـه محضر ايشان رفتم و از حضرتش كسب اجازه نمودم، و ايشان از سر لطف پايان نامهي مرا قبول فرمودند. اين پايان نامه شامل خلاصه و گزيدهي نظرات نادرست درباره‌ي حضرت مهدي، و پاسخ به اين نظرات، و بيان گفتار صحيح در اين زمينه با استفاده از روايات و آثار منسوب بـهپيامبر، و ائمه اطهار، و همچنـين شـرح و توضـيح گزيـدهي آن، بـه انـدازهي اسـتطاعت وتوانائيم با توكل بر خداوند و توفيق حضرتش  ميباشد. لكن من و استاد عزيزم از شما به خـاطركم بودن بضاعتم، و نبود كتاب هاي مورد نياز در حد كفايت در محل زندگيم شهر نجف‌آبـاد عذرخواهي مي‌كنم؛ اميـدوارم بـا ديـدهي لطـف و چشـم پوشـي از عيـوب ، ايـن پايـان نامـه را بنگريد!

واَلسَّلاَ معُليَكَْ مُوْ رَحَمْةَ اُﷲَّ  وِبَرََ تَهُ .

 

   حقير مهدي سمندري نجف‌آبادي

1/ 1336/10

اين كتاب در 96 صفحه به چاپ رسيده است.

[1] سوره يوسف (12)، آيه (88).

مطلب پیشنهادی

معرفی نکاحات در کل آفرینش

از آنجا كه مسأله نكاح، از مسائل بسيار مهم است كه به آن كمتر توجه …